باحور

باحور
"باحور" کلمه ای عربی ست به دو معنا:

چوبی است که وقتی می سـوزد، بوی خوشی از آن به مشام میرسد.و نیز بخــاری را گویند که در هوای گــرم، از زمین برخیزد.
ســوختن در این طـــریق را به جـــان خریــده ایم تا به لطف و مدد الهــی، از حرارتمان، هـــــــوای فرهنـــــگ و هنــــــر آتیــــــه ایــــران اســلامی عطرآگین گردد انشاءالله...

تاریخ تأسیس؛ مهرماه 1391

آخرین نظرات
سه شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ۰۳:۴۷ ب.ظ

دغدغه های فرهنگی 6-4

·         در قضیه 28 مرداد، هیچ مبارزه حقیقی از جانب روشنفکران صورت نگرفت؛ لکن شدت عمل رژیم پهلوی در این ماجرا با روشنفکرانی که احیانا به دکتر مصدق یا نهضت ملی هم علاقه ای داشتند، کاری کرد که به کلی کنار رفتند و هیچ مبارزه حقیقی از طرف مجموعه روشنفکر صورت نگرفت.

·         در حالیکه وظیفه روشنفکری ایجاب می کرد که به نفع مردم و به نفع مردم و به نفع آینده آنها وارد میدان شوند؛ شعر بگویند، بنویسند، حرف بزنند و مردم را روشن کنند، اما این کارها انجام نگرفت.

·         تعبیر آل احمد درباره روشنفکران در جریان 15 خرداد:

روشنفکران ایرانی دستان خودشان را با خون 15 خرداد شستند!

·         دور بودن روشنفکران از متن مردم و ادامه پیدا کردن این دوری.

·         نمایشنامه «آ با کلاه، آ بی کلاه»*:

-         روشنفکر نمایشنامه؛ آقای بالای ایوان نام دارد. احیانا کلمه ای هم می گوید، اما مطلقا خطر نمی کند و وارد نمی شود.

-         از آن بالا آنچه در آن خانه می گذرد به چشم خود می بیند، او می تواند نقش موثری ایفا کند در بسیج مردم، در نشان دادن عمق خطر، اما بالای میدان می ایستد و به میان مردم نمی آید؛ این روشنفکر است.

-         در پرده دوم؛ روشنفکر تحت تأثیر احساساتش از ایوان پائین می آید، اما ناگهان خطر جدی می شود، در همین حین می بینید روشنفکر از میان مردم گم شد، پرید رفت بالای ایوان و توی اتاق و گرفت خوابید.

-         خود این آقای نویسنده کتاب هم، همان آقای بالای ایوان است. در حقیقت خودش را تصویر و توصیف کرده است؛ به کلی برکنار!

·         روشنفکران در دوره پانزده ساله نهضت اسلامی به کل کنار رفتند.

·         تعداد خیلی محدودی وسط میدان بودند. از جمله خود مرحوم آل احمد.

·         بیشترین تعداد زندانیان؛ مربوط به دوران نهضت امام تشکیل می دادند؛ چون تلاششان، تلاشی بود که دستگاه را به ستوه می آورد.

·         البته بعضی از اینها(روشنفکران) که به خاطر چیز مختصری که می نوشتند به زندان می افتادند، تقریبا به فوریت به توبه نامه می رسیدند.

·         آن مجموعه آن روز، تا زمان انقلاب نشان داد که یک قشر قابل اعتماد برای رهبری فکری مردم است.

·         البته یکی، دو سال به انقلاب، حرکتی به وجود آمد. این حرکت هم به این شکل بود که موج نهضت، با بار معرفتی و اعتقادی خودش، وارد محافل گوناکون شد. خیلی ها بودند که به اسلام اعتقاد نداشتند، اما به برکت نهضت به اسلام اعتقاد پیدا کردند.

·         هرچه پیام انقلاب پیش می رفت، پیام نهضت هم که همان پیام دین و پایبندی به اصول و معارف اسلامی بود، گسترش پیدا می کرد.

·         قبضه کردن سازمان یافته فضای مطبوعات و کتاب در اوایل پیروزی انقلاب توسط روشنفکران توده ای:

در ابتدا، حضور مرعوب کننده ای داشتند چون از لحاظ سازماندهی از دیگران قوی تر بودند، البته بعد کنار زده شدند و نهال های روشنفکری انقلابی- اسلامی شکل گرفت.




پ.ن:

۱۳۷۷/۰۲/۲۲

* غلامحسین ساعدی؛ نویسنده نمایشنامه «آ با کلاه، آ بی کلاه»

نظرات (۱)

۲۵ آذر ۹۳ ، ۱۵:۵۵ محمد محمدیان
مطالب جالبی بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی