باحور

باحور
"باحور" کلمه ای عربی ست به دو معنا:

چوبی است که وقتی می سـوزد، بوی خوشی از آن به مشام میرسد.و نیز بخــاری را گویند که در هوای گــرم، از زمین برخیزد.
ســوختن در این طـــریق را به جـــان خریــده ایم تا به لطف و مدد الهــی، از حرارتمان، هـــــــوای فرهنـــــگ و هنــــــر آتیــــــه ایــــران اســلامی عطرآگین گردد انشاءالله...

تاریخ تأسیس؛ مهرماه 1391

سه شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۳۶ ق.ظ

دغدغه های فرهنگی 4-1


·         باید مسئله فرهنگ را با کلیتش، مسئله اول این کشور به حساب آورد.

·         تقویت پایه های کشور با اصلاح و پیروی فرهنگ روی غلتک خواهد افتاد در غیر این صورت هرچه تلاش می کنیم و زحمت می کشیم نمی توانیم به نتایج قطعی امیدوار باشیم و در واقع برنامه ریزی هایمان ابتر خواهد بود.

·         گذشته از این مسائل، امروز واقعیت هایی وجود دارد که می خواهم درباره آنها قدری صحبت کنم. بحمدالله، همه شما مسئولید؛ و من آن موضوع سیصد وسیزده نفری را که اول صحبتم درباره شما گفتم، مبتنی بر تعارف نبود؛ بلکه اعتقادم این است. من این اعتقاد را درباره کسانی از شما که می شناسمتان، راسخ تر از کسانی که نمی شناسم، دارم. لذا می خواهم با همین احساسی که درباره شما دارم، آن قلاده معنویِ تکلیفی را برگردن دارید، سنگین تر و محکم تر کنم. این تکلیف من است . اصلا معنای تکلیف همین است ؛ یعنی کلفت را بر دوش کسی بار کردن. خدا بزرگترین مکلِّف و انسان برترین مکلَّف است. بشر در تکلیف- در قبول کلفت و قبول زحمت – است که می تواند قله ها را فتح گند. یک ملت اگر زحمت نکشد، اگر تلاش نکند و اگر به خودش رنج ندهد، راحتی های آمیخته با آن رنج را هم به دست نخواهد آورد. راحتیِ ناشی از تنبلی را به دست می آورد، اما راحتی ناشی از تنبلی، مثل راحتی بیمار در بستر بیماری است که دراز کشیده، راحت است، کاری هم نمی کند، اما سالم نیست. راحتی ناشی از زحمت و تلاش مثل راحتی آن ورزشکاری است که ورزشش را می کند، رنج را می پذیرد، بعد می آید بدنش را شستشو می دهد، احساس آسایش، آرامش، قدرت، روحیه باز و اقتدار جسمانی و روحی می کند. و من به عنوان بنده خدا، می خواهم امروز تکلیف شما را سنگین کنم. لذا برخی از واقعیت هایی را که می دانم، می گویم. از همین حالا عرض می کنم، که خودِ شما هم این واقعیت ها را می دانید. منتها در شنیدن اثری هست که در دانست نیست. می خواهم با اینکه خودتان می دانید، باز هم بشنوید.

                                                 «پایان فصل اول»

پ ن:

۱۳۷۵/۰۹/۲۰


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی