باحور

باحور
"باحور" کلمه ای عربی ست به دو معنا:

چوبی است که وقتی می سـوزد، بوی خوشی از آن به مشام میرسد.و نیز بخــاری را گویند که در هوای گــرم، از زمین برخیزد.
ســوختن در این طـــریق را به جـــان خریــده ایم تا به لطف و مدد الهــی، از حرارتمان، هـــــــوای فرهنـــــگ و هنــــــر آتیــــــه ایــــران اســلامی عطرآگین گردد انشاءالله...

تاریخ تأسیس؛ مهرماه 1391

آخرین نظرات
جمعه, ۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۶ ب.ظ

دغدغه های فرهنگی 1-4

«فصل چهارم- جریانِ روشنفکریِ بیمار»

·         تعریف روشنفکر:

اندیشه ای که می کوشد آزاد باشد و در محیط اجتماعی، زندگی می کند.

·         ویژگی های روشنفکر:

-         روشن بین

-         آگاه

-         آشنا به مسائلی که عموم مردآگاه نیستند.

-         دیدن وشناختن جریان ها.

·         نقشی که روشنفکر باید در جامعه ایفا کند:

-          ایجاد مایه ای از روشنی در جامعه.

-         پیام آور نور و روشنایی.

-         ابهام زدایی از نقاط در جامعه.

-         توجیه کردن مغزهای بی خبر، مرده و ساده اندیش که جز با چشم نمی توانند پیرامون خود را بشناسند.

-         فرهنگ ساز باشد.

-         معلم و مرشد مردم باشد.

-         روشنفکر باید توی مردم باشد. پایگاه روشنفکری، توده مردمند؛ همچنان که قلمرو روشنفکری هم مردمند.

·         مردم به طور طبیعی از دانستن آنچه او می داند، ناتوانند؛ مگر او بگوبد و او بخواهد.

·         بهترین و متعهدترین روشنفکر:

-         همراهی سخنش با عملش.

-         همراهی در کنار مردم و عمل روشنگری که از او انتظار میرفته.

-         روشنفکرِ خطرپذیر و دلسوز.

-         برای مردم ناز نکند و منت بر مردم نگذارد. زیرا مردم هم به او آموخته اند.

·         روشنفکری در ایران، بیمار، وابسته و بی ایمان متولد شد.

·         روشنفکری، آن روز(گذشته) معنایش این بود، برای آموختن اندیشه و دانش به به مراکز سنتی در جامعه ما مراجعه نشود.

·         بلکه به منطقه ای دیگر، که برای ایران آن روز دنیای نویی بود برود، و تحصیل علم کند، تا اینجا اشکال ندارد اسلام هم ما گفته برای علم، راه دور بروید ولی:

1)     روشنفکر نسبت به فرنگ هم وابستگی علمی داشت و هم وابستگی فرهنگی. غیر از علم، همه رویدادها و عوارض ذهن یک انسان را هم با خود می آورند، اخلاق فرنگی، کیفیت لباس پوشیدن فرنگی، کیفیت غذا خوردن فرنگی، خصلت های جغرافیایی و اقلیمی یک مردم را.

آوردن تکّه کلام خاص فلان کشور یا لهجه فرنگی، روشنفکر از فرنگ برگشته حامل هر چیزی که گیرش آمده بود، بود!         

2)     روشنفکر از غرب برگشته برای فرهنگِ ایرانی-اسلامی خود هیچ ارزش قائل نبود.

او که از فرنگ بر می گشت، دیگر برای جامعه خودش و ملت خودش و فرهنگ خودش، پَشیزی اعتبار قائل نبود و معتقد بود این غلط است.

·         به دلیل جنگ های داخلی و خارجی خانمان برانداز، باعث عقب ماندگی علمی و فکری از زمان قاجار و قبل آن شده بود.

·         بنابراین روشنفکرِ غرب زده این حرف را راست می گفت که ما عقبیم و ما به او حق می دهیم.

·         نکاتی که روشنفکران فراموش کرده اند:

-         تاریخ فرهنگ 1300 ساله.

-         حجم کتاب های علمی و فنی و فرهنگی از حجم همه نوشته های غرب به مراتب بیشتر است.

-         شجره نامه فرهنگستان و دانشگاه های غرب مال ما و معتلق به ماست، یعنی اندلس.


پ.ن:

-جهت مطالعه بیشتر درباره روشنفکری  مراجعه شود به:

 کتاب جریانِ روشنفکری اسلامی در ایران- انشارات صهبا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی